
با تمام شبنم چشمان خود
اب و جارو مي كند شهر دلم را جمعه ها
من به طول جاده هاي بي سوار انتظار
لاله مي كارم بيا...
اي تو اقيانوس بي پايان شوق
بي تو ديگر ياس ها هم بي قراري مي كنند
پس كدامين روز جمعه باز مي گويي ...
بگو...
لاله هاي عشق را در كوچه قربان مي كنم
جمعه هاي عمر من در حسرت ديدار تو
رو به پايان مي رود ...
اي تمام وسعت ادينه ها
جان دلهاي غريب و منتظر ديگر ...
بيا...
نوشته شده در جمعه 23 تیر 1391 ساعت
11:18 AM توسط مهشيد اقدم نظرات 0 | |
![]()
